شاهکاری از قرن دوم میلادی ...

اپیکتیتوس :

وقتی در سفر دریایی، کشتی لنگر می اندازد، تو به خشکی میروی تا آب بیاوری و در مسیرت مقداری صدف و اشیای دیگر را جمع کنی. اما همیشه لازم است ذهنت را روی کشتی متمرکز نگه داری و مدام مراقب باشی، مبادا زمانی ناخدای کشتی تو را فرا بخواند. و تو باید به آن ندا توجه کرده و مه چیز را رها کنی، تا مانند گوسفندی که در بند کرده و به زندان می افکنند، با تو رفتار نشود.

زندگی انسان نیز این گونه است. اگر زن و فرزند را همانند صدف و اشیای دیگر در نظر بگیریم، نباید چیزی ما را از رها کردن آنها باز دارد. اگر ناخدا ما را فرا خواند، باید بسوی کشتی شتافته و همه آنها را بدون نگاه کردن به پشت سر ترک کرد. و اگر در دوران کهنسالی به سر می بری، هیچگاه از کشتی دور نشو، مبادا صدایت بزند و تو آماده نباشی.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 23:17  توسط کاوه | 

( جانبازی گم نام )

خاطره شنیدنی امشب ... 10 ام بهمن 1392
موقع برگشت از تهران کنار مردی نشستم .. اول ازش خوشم نیومد ... ولی بنا به حسم، خواستم با حس بدم نسبت بهش غلبه کنم وبا اون حرف بزنم ،گفتم برای چی اومدی تهران و حرف زدیم ...
گذشت .. .. .. و وسط راه گفتم چه خوب و بدون حرکت میشینید(آخه واقعا 45 دقیقه ثابت نشست)... گفت که بخاطر تاول های پشت کمرش ، که تازه عمل کرده و مجبوره محکم و بدون حرکت بشینه ، کنجکاو شدم ... گفت برای جنگه ... تعریف کرد و حالا شما بشنوید ... برام گفت که ما 59 نفر بودیم اواخر دولت ... برای عمل به نروژ میرفتیم و کارامون تموم شده بود ولی دولت عوض شد و هی گفتناین ماه  و این ماه و اون ماه ... 19 نفر ازون 59 نفر مردن .. 10 نفر بطور کامل بستری شدن ... و بقیه ...
از روز حادثه :: 
تو منطقه عملیاتی بودن که 7 تا بمب با چتر آروم میاد پایین ، همه خیال کردن که از مدل ترکشیه .. گفت من رفتم زیر یکیشون یه بشکه فلزی گذاشتم رفتیم پشت سنگر ... 
2 دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد ... به گفته ی خودش بعضی ها حساس ترن و حس میکنن و اونا یهو داد زدن شیمیاییه ... که دیگه کار از کار گذشته بود ... گفت که چند نفری در حال حموم بودن، گفت بدنشون اینقدر تاول زده بود که نمیشد تو برانکارد بذارن ، حتی اگه تاولی میترکید دورش کاملا دوباره تاولی میشد .. اگه دسته طرفه مقابلم میخورد تاول میزد ... 
از حلبچه گفت ... گفت خدارو شکر که نرفتم و ندیدم ... میگفت هر کی از دوستاش که رفت و اومد دیگه حالشون خوب نشد ... از لحاظ روحی دچار مشکل شدن(از دیدن صحنه ها) ...

... خواستم شنیده هام رو به اشتراک بذارم

میگفت .. خدا کنه دیگه هیچ وقت همچین چیزی برای هیچکس پیش نیاد .. میگفت جنگ نامردیه ... برای هر دو طرف ... به چه قیمتی آخه ... 
خودش هر سال باید برای یه عمل بره بیمارستان تا تاول ها رو در بیارن ... 

...
شکر که سالمیم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 1:51  توسط کاوه | 
کیمیاگر


بی آنکه هرگز فهمیده باشی که عشق هیچگاه انسانی را از دنبال کردن افسانه شخصی اش باز نمیدارد. اگر چنین شود بخاطر آنست که عشق تو، عشقی راستین نبوده، عشقی که به زبان جهانی سخن میگوید .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 13:16  توسط کاوه | 
به دلت سلام ...


>> روزها و شبها و سالها طول می کشید، اگر قرار بود دلم با زندگی درد و دل می کرد.

>> دوری دردیست که که با زهر نزدیکی دوا می شود.

>>دلتنگیم از عادت است و گر نه باید مرگ به سراغم می آمد.

>> از من حالم را میپرسی، فکر می کنم،...، ولی باز به سراغ عادت جواب دادن می روم.

>>راه رفتن برایم سخت شده، غصه هایم سنگینی می کند.

>> به سیالی آب نیست خیالم ولی هنوز در تو نفوذ می کند.

>> خطوط صافی که رو تخته می کشم از جسم است، روحم زیگزاک می کشد.

؟؟  می خندم تا پنهانش کنم، حرف می زنم تا بیاد نیارمش.

>> به اجتماع می روم تا خود را گم کنم.

>> شب غمنگیزی بود ، بی تو ... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 21:40  توسط کاوه | 
وهمی شیرین توام با صدای(کلام) پیچیده -- چشمات رو ببند ...

سلام رو با کدوم دلم بگم
                   از دلم با کدوم حسم بگم
                                        از حسم با کدوم صدام بگم


  با دلم از تنهاییش بگم یا پادشاهیش
                          حسش رو انتزاعی بگم یا دقت ریز
                                               با تنهایی صداش یا بی رحمیش یا عشق پنهانش


سلام عزیزان ... اینجا سکوی کوچکی برای پرتاب چند عدد جمله به چند نفر آدم ... 


Hadi Pakzad - Albums - Vertical Cemetery 

Lyrics: Hadi Pakzad
.................................................
Direct Download-Track 1 : Haze To Clarity (5:03) (Music - 128 kbps)
Direct Download-Track 2 : Vertical Cemetery (4:41) (Music - 128 kbps)
Direct Download-Track 3 : The One I Loved To Be (5:02) (Music - 128 kbps)
Direct Download-Track 4 : Where Do I From (4:05) (Music - 128 kbps


برچسب‌ها: Just close Ur eyes, Hadi Pakzad singing for U
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391ساعت 21:20  توسط کاوه | 
سلامی با تمامی درونم که آبی شده

      سلامی به بلندی صدای تندرهای کوهستان

سلامی به لطافت شبنم با بوی صبحگاهی علفزار


با تو بودن یعنی ::

برگ های زرد و قرمز، آواز پاییز را زمزمه می کنند

زمان ساکن شده در این فصل را با سقوط شان همراهی میکنند

سرما خودش را بخاطر کجی  محور زمین به اینجا میرساند و درخت ها را برهنه میکند ...

اما ... جدا از سردی این فصل سقف خانه ای است که ...

مرکز آتش است

مقر احساسات

اینجا آتشفشان ها بیقراری میکنند

اینجا، فصل، فلسفه و فاصله حرفی برای گفتن ندارد

اینجا دست به هرچه میزنی عطر شما برمیخیزد

ریشه های زندگی اینجا ختم میشود

اینجا جاذبه معنایی ندارد

لطفا دست نزنید سرایت دارد

اینجا خانه ی دل من است که دیگر مالکی جز تو ندارد  ...

 


برچسب‌ها: کاتانا
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 11:44  توسط کاوه | 


ایران رو دوست دارم ... می خوام با وجب وجب خاکش زندگی کنم ... بذار دوست داشته باشمت ای وطن ...


برچسب‌ها: عشق
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 21:32  توسط کاوه |